ارسال شده در شعر فارسی
آغاز به کار 11 سال پیش | 10 مشترک
درباره موضوع
اشعار نو و کهن سروده شده به زبان فارسی همراه با معانی و بررسی ادبی آن هاقوانین و توضیحات تکمیلی
شعر زیباترین شیوه برای بیان احساسات درونیست. زبان فارسی،با واژههای غنی از بهترین زبانها برای این بیان زیباست. به همین دلیل است که فارسی را با شعر و ادبیات میشناسند. تاریخ ادبیات ما پر از شاعران نامی و اشعار روحنواز است؛ اشعاری که همواره مورد ستایش برجستهترین شاعران جهان بودهاند. این موضوع نه تنها برای علاقه مندان به شعر بلکه متعلق به تمامی فارسی زبانان است. در اینجا می خواهیم مجموعه ای از زیباترین شعر های کهن و نوی فارسی را گردآوری کنیم؛ تا ضمن آشنایی با شعرای سرزمینمان، سبک و آثارشان را بهتر بشناسیم و با اشعار زیبایشان روحمان را جلا بخشیم. توجه: این موضوع برای اشعار به زبان فارسی ایجاد شده است. لطفن از ارسال اشعار به زبان ها و گویش های دیگر خودداری کنید.
خدا
در خواب های من
پیراهنی
به رنگ آسمان دارد
که آن را
همیشه
با چشم های مادرم می شوید
" بارما شریبی "
(از کتاب به فاصله بگو کوتاه بیاید)
این غزل از روانشاد نجمه زارع، آتشفشانى از عواطف است، ولى نه با فورانى یکدم، بلکه پیوسته و متوالى که در طول غزل امتداد مىیابد و دم به دم قوىتر مىشود.
و قسمخوردهترین تیغ، فرود آمد و رفت
ناگهان هرچه نفس بود، کبود آمد و رفت
در خطرپوشی دیوار، ندیدیم چه شد
برق نفرینشدهای بود، فرود آمد و رفت
کودکی، بادیهای شیر، خطابی خاموش:
«پدرم را مگذارید، که زود آمد و رفت»
از خَم کوچه پدیدار شد انبانبردوش
تا که معلوم شد این مرد که بود، آمد و رفت
از کجا بود، چهسان بود؟ ندانستیمش
اینقدر هست که بخشنده چو رود آمد و رفت
فروردین ۱۳۶۹
این قطعات حاصل یک کنسرت مشترک همنوازی عدنان سمیع و ذاکرحسین در شهر کراچی است، با نام «یکی و همین».
شعر: صائب. آواز: محمدحسین سرآهنگ کیفیت صدا: خوب. مدت: ۲۱ دقیقه. ای رخت شستهتر از دامن مهتاب بهار چشم مخمور تو گیرندهتر از خواب بهار از تغافل چند بندی پرده بر روی بهار؟ چشم و اکن، غنچۀ بادام وا خواهدشدن (بیدل) ای نسیم! از کوی جانان میرسی، آهسته باش همرهت بوی بهاری هست و من […]
سیرى اجمالى در پیشینه شعر فارسى نشان مىدهد که بهار، از دیرباز فصل محبوب شاعران و کانون توجه آنان به طبیعت بوده است. ولى این توجه همواره ثابت بوده و حاصل آن نیز شعرهایى یکسان و همانند است؟ مسلماً چنین نیست و ستایش از بهار و یادکرد عید نوروز، در طول زمان و در پارههاى مختلف این قلمرو زبانى، با فراز و فرود و تفاوت در طرز نگاه شاعران همراه بوده است...
آنگاه که دفتری از شعرهای رضوی را به نیت انتخاب چند شعر و احیاناً نگارش یادداشتی در مورد آنها بر سر دست میگیری، درمییابی که یکنواختی فضا، عناصر خیال، مضامین و نمادهای شعرها تا چه مایه آنها را یکسان و کمتمایز ساخته است....
امروزه به برکت رسانهها، جشنوارهها و محافل مذهبی، گرایش به شعر مذهبی و به ویژه شعر رضوی به شکل محسوسی افزایش یافته است، به ویژه در میان جوانان. اکنون قریب به یک دهه است که موج جدیدی از این گونه شعر آغاز شده است، شعری که زبان و حال و هوای امروز دارد و با شعر مذهبی محافل سنتی ما کمابیش متفاوت است....
آهنگی از استاد محمدحسین سرآهنگ با شعری از بیدل
بررسی یک رباعی عاشورایی از بیدل
بر بستر تردید، فروماندهترینم
دیری است که من سنگترین سنگِ زمینم
چون خاطرۀ مبهم یک کوچۀ بنبست
صد بار اگر تازهشوم، باز همینم
رفتند پرستونفسان صد افق و باز
من در خم و پیچ سفر نافه و چینم
یک عمر شفق گفتم و یک عمر شقایق
معلوم شد آخر، نه چنانم، نه چنینم
نی ذوق سفر مانده و نی فرصت برگشت
نومیدی محضم، نفس بازپسینم
فروردین ۱۳۶۹
گفتم به خردمند که دیوانه کدام است ؟ گفت آن غلط اندیش که نا پخته و خام استآنکو چو در این ملک ز حزبی سخنی رفت پنداشت که دارای اصول است و مرام استآن مرد که هر ظاهر آراسته ای دید پنداشت درست است نه دانه ست نه داماستآن کس که بپا خیزد و خواهد که بجنگد با هر که در این جا پی اغوای عواماستآن مرد که منسوخ چو شد برده فروشی پنداشت که دیگر نه کنیز ونه غلاماستآن کس که فقط رفت پی دانش و پنداشت دانائی تنها سبب جاه مقام استآن کس که ندارد زد و بند و به گمانش گر جدی و پاک است و امین کار تماماستآن مرد که پنداشت بود این سخنی راست گر گفت کسی: حرف حسابی دو کلام استآن کس که چو گفتند حرام است فلان چیز پنداشت که بهر همه آن چیز حرام استآن کس که گمان می کند امروز در این بزم مستی فقط آن است که از باده و جام استآن مرد که شد صاحب یک منصب و پنداشت آن منصب و آن مرتبه دارای دواماستآنکو متأهل شد و پنداشت که با زن جان خرم ودل بی غم و ایام بکام است
ابوالقاسم حالت